در عصری که مدیران با چالش های جدیدی چون پایین بودن عمرتکنولوژی ها،تغییرات ویران ساز ،فرصت های زود گذر،عدم قطعیتوبی نظمی مواجه اند.داشتن رویکردی استراتژیک می تواند آنها ر ا در تمرکز بر افق های دور دست ، شناسایی فرصت ها ومزیت های رقابتی وانسجام سازمانی یاری کند.
مدیریت استراتژک هنر وعلم تدوین واجرا وارزیابی تصمیمات بین وظیفه ای است که سازمان را برای رسیدن به اهدافش توانا میسازد.
به نظر گالووی (Galloway) مدیریت استراتژیک فواید متعددی به شرح زیر برای سازمان دارد:
- مدیریت بر اساس پیشبینی از قبل، به جای مدیریت واکنشی
- اهداف مشخص و حس داشتن فلسفه وجودی
- ایجاد اطمینان بلندمدت از توسعه مبنای تکنولوژیکی، متناسب با جهت گیری آینده سازمان.
- کمک به ارتباطات از طریق تاکید بر انواع اطلاعات و منابع اطلاعاتی مورد نیاز
- سازوکاری برای ارتقای سطح بخشها، ورای فشارهای بودجه ای و موانع سازمانی، بنحوی که اثربخشی بلندمدت سازمان را بتوان محور تاکید قرار داد.
- چارچوب منطقی برای تخصیص منابع و سیستمی منظم برای تخصیص مجدد منابع از برنامههای جاری به برنامههای جدید
- مبنایی معتبر برای اتخاذ تصمیمهای بلند مدت و ارزیابی عملکرد
- فرصتی برای مداخله کارکنان متخصص در تعیین جهتگیری علمی بلند مدت
- چارچوب کلان سازمانی برای تصمیمگیری که باعث میشود از تصمیمات لحظهای نسبت به موضوعات با نتایج بلند مدت اجتناب شود.
-
اجرای استراتژیها ایجاب میکند که سازمان هدفهای سالانه را در نظر بگرید، سیاستها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونهای تخصیص دهد که استراتژیهای تدوین شده به اجرا درآید. اجرای استراتژیها مستلزم توسعه فرهنگی است که استراتژیها را تقویت نماید، یک ساختار اثربخش سازمانی شالودهریزی کند، تلاشهای بازاریابی را هدایت نماید، بودجهبندی کند، سیستمهای اطلاعاتی به وجود آورد و از آنها استفاده نماید و سرانجام با توجه به عملکرد سازمان خدمات کارکنان را جبران نماید (بین عملکرد و جبران خدمات کارکنان رابطهای معقول برقرار کند.)
اغلب، اجرای استراتژیها را مرحله عملی مدیریت استراتژیک مینامند. مقصود از اجرای استراتژیها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند و استراتژیهای تدوین شده را به مرحله عمل درآورند. اغلب، چنین تصور میشود که در مدیریت استراتژیک مرحله اجرایی مشکلترین مرحله است و ایجاب میکند که افراد خود را متعهد به سازمان نمایند، از خود گذشتگی کنند و نوعی خود کنترلی اعمال نمایند. موفقیت مرحله اجرایی استراتژیها به این امر بستگی دارد که مدیران بتوانند در کارکنان ایجاد انگیزه نمایند، و این نوعی هنر (و نه یک علم) است. اگر استراتژیها تدوین شوند ولی هیچگاه به اجرا درنیایند، نوع اقدام چیزی جز عمل بیهوده نخواهد بود.
برای اینکه مرحله اجرای استراتژیها به شیوهای موفقیتآمیز انجام شود، مدیران باید از نظر ایجاد ارتباطات فردی از مهارتهای بالایی برخوردار باشند. فعالیتهایی که در زمینه اجرای استراتژیها انجام می شود بر همه کارکنان و مدیران یک سازمان اثر خواهد گذشت. هر یک از بخشها و واحدهای سازمانی باید در صدد برآید که به چنین پرسشهایی پاسخ دهد: «برای این که در اجرای استراتژیهای سازمانی ما نقش خود را به خوبی ایفا کنیم، چه باید بکنیم» و «چگونه میتوانیم این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم؟» جنبه اصلی مرحله اجرای استراتژی این است که مدیران و کارکنان ترغیب و تشویق شوند در سازمان با شیفتگی و افتخار و در نهایت ازخود گذشتگی کار کنند و در راه دستیابی به هدفهای تعیین شده از هیچ کوششی فروگذار نکنند.
شرکت بهسان مدیریت پرشین
آدرس : جردن- بلوارگلشهر- برج آی تک – طبقه 3
تلفن : 4-22650151 و 22010088
نظرات شما عزیزان: